«دیروز یک روز عجیب برای همه ما بود، اگر بقیه هواداران میخندیدند و شادی میکردند، ما اشک میریختیم؛ اشک شوق». این جملاتی است که از زبان برادر عیسی آل کثیر بیرون آمده است.
یک برخورد با اکرم عفیف و بعد استارت انفجاری به سمت تیر یک و ضربه سری که دروازه سعید الشیب را فرو ریخت و السد را از لیگ قهرمانان آسیا کنار زد. آل کثیر که احتمالا مهم ترین گل دوران زندگی اش را زده بود، بلافاصله پیراهنش را بالا زد و از تن درآورد تا با فیگورهای خاص، سیکس پک خود را به نمایش بگذارد و با یک شادی هیجان انگیز، خوشحالی هواداران پرسپولیس را چند برابر کند. اما راز این شادی استثنایی چه بود؟
عیسی که حالا 31 سالگی را آغاز کرده است، زندگی اش همیشه به خوبی این روزها که در پرسپولیس حضور دارد، نبوده؛ احتمالا مثل خیلی از فوتبالیست ها. کودکی اش را در محله «میانرود» که واقع در جنوب دزفول است، سپری کرد و به ادعای اعضای خانواده و بچه محل ها، از همان زمان عضو تیم پرسپولیس محلشان هم بود! آنطور که آن ها گفته اند، در محلات دزفول یک تیم پرسپولیس و یک تیم استقلال بود و عیسی در تیم قرمزها بازی میکرد. او از همان زمان رویای بازی در تیم سرخ پایتخت را در سر میپروراند.
محمود آل کثیر برادرش در این باره به ما میگوید: «نام محله ما میانرود یا ساسا است و از همان زمان عیسی به همراه ما در تیم پرسپولیس همین محله بازی میکرد و بعد از گلزنی هم شادی هایی مثل چیزی که دیروز دیدید را انجام میداد. من و بقیه دوستانش البته در سطح محلات باقی ماندیم اما خدا را شکر او رفت و به آرزویش رسید. ما همیشه با یک توپ پلاستیکی مثل بقیه بچه های ایرانی بازی میکردیم و اصلا امکانات آنچنانی هم نداشتیم.»
او درباره بازی السد هم میگوید: «دیروز یک روز عجیبی بود، اگر همه هواداران پرسپولیس مشغول بگو و بخند و شادی بودند، ما گریه میکردیم، منظورم اشک شوق است. از بچه 4-5 ساله تا مادر 60-70 ساله همگی از شوق اشک میریختیم و یک چیز دیگری بود. کل طایفه ما پرسپولیسی است و الان هم بهترین روزهایمان را سپری میکنیم.»
یکی از دلایل این خوشحالی گل، فشاری است که او پس از دو فرصت سوزی داشت و به این شکل به آن واکنش نشان داده است
علت شادی گل این چنینی آل کثیر، فشاری بود که او پس از دو فرصت سوزی و ضربه به تیرک دروازه تحمل میکرد.
آل کثیر مثل خیلی از فوتبالیست های ایرانی، از خانواده ای کم برخوردار اما شلوغ برخاسته و توانسته خود را به سطح اول فوتبال ایران برساند. اما در خانواده او دوگانگی «درس - فوتبال» کمتر وجود داشت و اعضای خانواده عیسی را آزاد گذاشتند تا راه خود را انتخاب کند؛ راهی که حالا به حضور در پرسپولیس رسیده است. مهاجم شماره 72 پرسپولیس با انگیزه بسیار زیادی پیش میرود و میخواهد تا روز آخر تورنمنت این اشک شوق را به خانواده و لبخند شادی را به هواداران پرسپولیس هدیه کند. تردیدی نیست که از ته دل آرزو میکند که ای کاش پدرش آقاعیدان هم میبود و این روزهای استثنایی را میدید...
No comments:
Post a Comment